ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
سرآغاز 2
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
اين كتاب بايد هر چهار دستنويس در پيش چشم باشد . بر روى هم دستنويس هيدلبرگ همهجا مستقل است ، هرچند آن هم افتادگىهايى دارد و گهگاه نشانهايى از خستگى و خوابآلودگى رونويس كننده ديده مىشود . ولى اين افتادگيها كمتر از افتادگيهاى ديگر دستنويسها است . بر روى هم از بررسى اين دستنويسها دانسته مىشود كه اين كتاب پايان نيافته مانده است ، و فصل بيست و پنجم ، كه در فهرست آغاز اين كتاب فصل پايانين است ، در هيچكدام از اين دستنويسها نيست ؛ و از اينجا مىتوان گمان كرد كه نويسندهى مجمل التّواريخ و القصص " تاريخ خود را تا سال 521 هجرى قمرى مىخواسته است پايان برد . و دنبالهى آن ( تا تاريخ 581 ) به دست ديگرى ، چنان كه خود او پيشبينى كرده بوده ( " اگر كسى را مراد باشد ، الحاق ديگر خلفا مىكند تا بدين عهد " [ ص 299 ] ) ، نوشته شده . براى آنكه فارسى زبانان را به هنگام خواندن اين كتاب رهنما و ياريى باشد ، در بارهى موضوع اين كتاب و سبك نگارش آن ، و همچنين دشواريهايى كه به هنگام خواندن اين كتاب پيش مىآيد ، و نيز گرامى داشتى شده باشد از ويراستار نخستين اين كتاب - بيش از آنچه در بخش آلمانى آمده - به نگارش اين چند سطر مىپردازد ، تا آنچه آنجا نگفته ماند اينجا در قلم آيد - به زبان فرزندزادهى مهلّب محمّد شادى . * * * اين كتاب از نويسندهيى ناشناس ، كه در هيچ جايى از اين كتاب نام و نشانى از خود به جا نميگذارد ، به دست ما رسيده . دريغا كه از اين كتاب دستنويسى به خط خود نويسنده در دست نداريم ، همچنانكه هيچ دستنويسى از نويسندگان كهن ادب فارسى ، چون بيهقى و كيكاوس عنصر المعالى و عطّار و سعدى و حافظ ، به خط خودشان در دست نيست . همگى اين چهار دستنويس كموبيش سيصد سالى پس از نويسنده رونويس شده ، و به سختى مىتوان پنداشت كه آنچه اكنون در دست ماست همان است كه نويسندهى " مجمل التّواريخ و القصص " نوشته بوده است . از همينرو به دشوارى مىتوان گفت كه ياد نشدن نام نويسنده به عمد و خواستهى خود نويسنده بوده ، و اگر چنين بوده چرا نام نياكان خود را ياد مىكند ؟ اين گمان نيز كه فراموشى در اين كار بوده پذيرفتى نيست . تنها نشانى كه از نويسنده در اين كتاب ديده مىشود در صفحهى 269 است . آنجا هم به